الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

58

الغدير ( فارسى )

حفظ مىكند و به ياد نگه مىدارد . اگر سخن بگويد ، بجا مىگويد آنچنان كه تبهكاران را بلرزاند و آزادمردان نيكوكار را خوش آيد . ابن عباس گفت : او مردى بهشتى است ، خدا او را بيامرزد و قرين رحمتش بدارد . صعصعة بن صوحان صعصعه برادر زيد بن صوحان نيز نامش در فرهنگهاى زندگينامهء اصحاب پيامبر آمده است . ابو عمر مىنويسد : در دورهء پيامبر خدا مسلمان بود ، اما نه او پيامبر را ديد و نه پيامبر او را . رئيس قبيله و مردى سخنران و خوش بيان و ديندار بود . شعبى مىگويد : من فن سخنورى را نزد او مىآموختم . عقيل بن ابى طالب در وصف او به معاويه مىگويد : صعصعه مردى عظيم‌الشأن و خوش بيان است ، در جنگ سواره‌نظام فرمانده است ، همهء اقرانش را در نبرد تن به تن به خاك مىاندازد ، كارهاى نابسامان را به سامان مىآورد ، و بساط منظم تبهكاران را برهم مىزند . وى مردى بىنظير است . ابن اثير مىنويسد : يكى از سران قبيلهء خويش ، موسوم به عبد القيس بود . مردى بود سخنور و خوش بيان و گويا و ديندار و پرفضيلت كه در شمار ياران على ، رضى اللّه عنه ، قرار داشت . با عثمان گفتگويى داشته كه قسمتى از آن را خواهيم آورد ، و با معاويه كشمكشها و بحثها داشته كه در تاريخ آمده است . « 1 » ابن سعد ، نسائى ، ابن حيان ، ابن عساكر ، ابن اثير ، و ابن حجر وى را از راويان ثقه و مورد اطمينان شمرده‌اند . ابن شبّه روايت كرده كه در خلافت عمر بن خطاب ، اموالى به مبلغ يك ميليون درهم از طرف ابو موسى اشعرى به مدينه فرستاده شد و عمر آن را ميان مسلمانان تقسيم كرد و مقدارى زياد آمد . بر سر اينكه آن زياده را چه كنند و به چه مصرفى برسانند ، اختلاف بود . پس عمر به نطق ايستاد و بعد از سپاس و ستايش خدا گفت : اى مردم ! پس از اينكه

--> ( 1 ) . رك : مروج الذهب : 2 / 76 - 83 ؛ تاريخ ابن عساكر : 6 / 424 - 427 .